Pasargadae World Heritage

فرهنگ منطقه پاسارگاد

زبان و تیره ها

نژاد مردم این شهرستان پارسی است چون اکثریت جمعیت شهرستان از ایل باصری تشکیل شده اند که یکی از ایلات اصیل ایرانی به شمار می رود . طوایف اصیل این منطقه علی شاه قلی ، کلمبه ای ، حنایی ، ایلخاص ، آلقلی و لبو موسی از ایل باصری می باشند و روستاهای اطراف از طوایف مهاجر نظیر تاجیک ، لر، تاجیک ، لر، کردشولی ، ترک ، عرب میش مست نیز ساکن می باشند ، دین مردم اسلام است و شیعه دوازده امامی هستند به زبان های فارسی و شماری اندک به زبان های ترکی و عربی صحبت می کنند.

آداب و رسوم گذشته مردم پاسارگاد در نوروز وایام سال

مردم منطقه پاسارگاد مانند تمامی مناطق ایران دارای رسوماتی در ایام نوروز می باشند که بعضی از این رسومات با سایر مناطق مشترک می باشد در ادامه به رسوماتی که مردم این منطقه زیبا و بی نظیر در ایام نوروز داشته اند اشاره می شود :

خانه تکانی و کاشتن سبزه

15 اسفند هر سال شروع به کاشتن درخت و سبزه از نوع عدس،گندم و جو می کردند که هرکدام از این حبوبات تعریف خاص خود را داشته اند .

از روز بعد شروع به خانه تکانی می کردند ... اگر کسی از مردم محلی فوت کرده بود ابتدا خانه آن ها را خانه تکانی می کردند و لباس تیره آن ها را در می آوردند و لباس سفید می پوشاندند ، سپس آرایشگر محل را برای اصلاح سر و صورت ، به خانه آن ها دعوت می کردند. مردم محلی برنجک و نون شیرین به اتفاق همسایه پخت می کردند و حلوای سمنو نیز تهیه می کردند

چهارشنبه سوری

یکی از باورهایی که در فرهنگ مردم این خطه از قدیم تا کنون پابرجا بوده ، آیین چهارشنبه سوری است . پیشینه این جشن به روزگاران کهن می رسد مردم این منطقه در آخرین شب چهارشنبه سال با روشن کردن آتش و برپایی جشن های ویژه این شب به استقبال سال نو می رفتند از چگونگی آیین و شیوه این جشن اطلاعی در دست نیست اما بعضی از مردم روز چهارشنبه را نحس و بدشگون می دانند از این رو می توان حدس زد که مردم شومی و نحسی چهارشنبه آخرهرسال را جشن می گرفتند و آتش می افروختند . یکی از آیین های این شب ، مقداری بوته و چوب جمع می کردند و آن را به چهار تا شش کپه در می آورند و بعد از افروختن از روی آن می پرند و اشعاری می خوانند از جمله :

زردی من از تو            سرخی تو از من

غم برو                        شادی بیا

حداقل سه بار این عمل را انجام می دهند ، در گذشته رسم بود که زنی خاکستر بوته ها و هیزم ها را جمع می کرد و در سر چهارراه ها و گذرها می ریخت و در هنگام بازگشت به خانه درب را محکم می زد از داخل خانه می پرسیدند کیست ؟ او می گفت : منم ، بعد می پرسیدند : از کجا آمده ای ؟ می گفت : از عروسی . سپس می پرسیدند :چه آورده ای ؟ او می گفت :تندرستی . آن وقت در را بر رویش باز می کردند .

همچنین از دیگر آیین این شب بخت گشایی دختران دم بخت بود که بعضی از طوائف برای گشودن بخت دختران در خانه مانده ریا، هیزم نیم سوزی (چلوس) را از زیر دیگ پلو شب چهارشنبه سوری برمی داشتند و به دنبال دختر می افتادند تا شاید به این صورت بخت او بازشود .یکی دیگر از عادات مردم در این شب این بود که درون یک کوزه تعدادی سکه و گندم می ریختند و هنگام غروب آفتاب ، مادر خانه آن را محکم به زمین می زد و می شکست و بر این باور بودند که چنانچه درباره آن ها سحر و جادو شده باطل می گردد .در حال حاضر در شب چهارشنبه آخر سال مردم چند کپه آتش روشن می کنند و از روی آن می پرند.

مراسم پختن آش:

آخرین پنج شنبه سال  را با گذاشتن سبزه بر سر مزار مردگان خویش به پایان می رساندند و سبزه را به آنان هدیه می کردند ،

 ، یک روز قبل از سال تحویل آش آخر اسفند پخت می کردند و سپس لباس های رنگی و شاد به تن می کردند .

مراسم دیگ جوش

در ابتدا بگویم که در فارس اصطلاحا پخت برنج در مراسم زیارت بقاع متبرکه یا انواع خوراکی ها و نذری را دیگ جوش می نامند ،

مردم پاسارگاد و روستاهای اطراف یک روز پیش از عید سال تحویل به آرامگاه می آمدند و حتی شب را در آن جا می ماندند و هرکس برحسب وضع مالی خود مرغ و خروس و انواع و اقسام گوسفند را قربانی می کرد و در همانجا دیگ جوش درست می کردند و صبح سال تحویل جگر و گوشت را صبحانه می خوردند و بعد از برپایی سفره هفت سین مراسم دیگ جوشان که شامل پختن کله و پاچه گوسفند ها بوده است  را کنار آرامگاه همراه با رقص محل سنتی انجام میدادند و به همه می دادند . بر اساس باور آن ها نبایستی ذره ای از دیگ جوش به خانه آورده شود.

محل قربانی کردن قربانی ها ، در زمین گودی واقع در شمال آرامگاه ، در برابر در ورودی اتاق آرامگاه و به فاصله یک  و نیم متری آرامگاه بوده است ، گاه خون قربانی را هم به سنگ های آرامگاه می مالیده اند.

همه مردمی که برای دیگ جوش یا زیارت می آمده اند ، به اتاق آرامگاه می رفتند و ضمن زیارت ، در و دیوار اتاق آرامگاه را می بوسیده اند ، شمع روشن می کرده اند و به طنابی که در اتاق بسته شده بود ، دخیل از پارچه یا سوزن قفلی و قفل و امثال آن می بسته اند تا حاجت آنان برآورده شود و نیت می کرده اند که :

 ای مادر سلیمان ، اگر مراد مرا حاجت کنی ، فردا یا هر روزدیگر یک بره ، دیگ جوش میکنم .

 بعد از مراسم استخوان گوسفندها را به محل قربانگاه (اوشنسون قدیم )می بردندو  دفن می کردند و سپس با اسب سوارکاری در جلوی آرامگاه انجام می دادند.

آداب برگزاری عید نوروز:

از جمله آداب و رسوم مردم این منطقه که از قدیم الایام به آن پای بند بودند و هنوز به اعتبار و عظمت خود باقی است برگزاری مراسم جشن نوروز باستانی است که جهت هرچه بهتر برگزارشدن این سنت قبل از عید نهایت تلاش خود را انجام می دهند ، از یک ماه مانده به شب عید جنب و جوش در میان مردم خصوصا زنان شهری و روستایی مشاهده می گردد ابتدا شروع به پختن سمنو ، نان قندی ، برنجک ، برشته گندم و کنجد و رنگ کردن تخم مرغ و کاشتن سبزه از جمله : دانه گندم ، عدس و ترک تیزه (شاهی) می کنند، فرشها را می تکانند یا می شویند ، در و پنجره را رنگ می زنند و خانه را نظافت می کنند و ر پایان به نظافت شخصی خود می پردازند از جمله دست و پای خود و اهالی خانواده را حنا می بندند و در انتظار سال نو می نشینند.

سفره هفت سین را پهن می کنند ابتدا یک جلد کلام الله مجید و سپس اسپند در سفره قرار می دهند ، هفت چیز را با حرف اول (( سین )) که هرکدام از آن ها دارای رمز و رازی است درون سفره می گذارند . آب را علامت روشنایی ، سبزه را علامت خرمی ، شمع و چراغ را علامت طول عمر، ماهی را علامت رزق حلال ، سنجد را نشان جلوگیری از گزند جانوران سمی در طول سال ، سیر را نشانه عدم رطوبت و سردی ، عسل را نشانه شیرینی و قند ، سکه را برای جلب نعمت و برکت در سفر قرار می دادند و سیب ، سرکه ، سماق ، سنمو ، نان های قندی ، برنجک هایی که از قبل تهیه کرده اند در کنار آن قرار میدهند ، مقداری آجیل و شیرینی به آن اضاف می کنند و به محض تحویل سال نو اهالی خانواده همدیگر را می بوسند و سال نو را به یکدیگر تبریک می گویند و عشایر سال تحویل را با تیراندازی و سوارکاری و آتش برپاکردن در بیابان و کنار سیاه چادر خویش این عید باستانی را گرامی می داشتند.

برای سفره هفت سین خودشان برشته گندم وبرنجک درست می کردند وتخم خانگی را خودشان رنگ می کردن برای سفره هفت سین.

آداب دید و بازدید:

پس از سال تحویل  با خواندن (( یا مقلب القلوب و الابصار یا ... )) سراغ بزرگترها می روند و سال نو را به آن ها تبریک و تا پاسی از شب این دید و بازدید ها ادامه دارد ، و بعد از آن  مردم پشت سر آن ها تمام خانه ها را سرکشی می کردند و عید را به هم تبریک می گفتند ، در ابتدا به خانه افراد که عزیزی را از دست داده بودند یا خانه افراد مسن تر و ریش سفید محل می رفتند.

 سیزده بدر:

ایرانیان از دیر باز عدد سیزده را نحس می دانستند لذا آن ها در روز سیزدهم فروردین ماه از خانه های خود بیرون می روند مردم این خطه نیز اعتقاد دارند که باید روز سیزده فروردین ماه را بیرون خانه و در دامنه کوه ها و زمین های کشاورزی و باغ ها به سیر و سیاحت بپردازند در این روز نوجوانان و جوانان به بازی های محلی از جمله ترنبه بازی (درنه بازی ) چوپ توپه  ، هتلی همبو (الاکلنگ ) ، قرمبه شاه ، قاب بازی ، کلی کلی ، گل کپه می پردازند. دختران نیز بازی هایی همچون شش خانه انجام می دهند  که هرکدام از آن ها در فرهنگ مردم ریشه قدیمی و تاریخی دارد و بدین طریق خود را در این روزها سرگرم می کنند .

در روز سیزده بدر دختران و پسران جوان ابتدا نیت می کنند و سپس سبزه ها را گره می زنند و حاجات خود را از خداوند درخواست می کنند.

و همچنین  روز 13 فروردین به طبیعت که می رفتند سبزه و گندم خود را به هم گره می زدند و عقیده بر این داشتند که این عمل مشکل گشا می باشد.

یکی دیگر از آداب ورسوم بخش پاسارگاد ماه قبل از ماه رمضان را ماه برات می گویند ودر این ماه خمیر که مایه داشته باشد وادویه جات به آن اضافه می کنند وبا روغن کنجد یا گوسفند می پزدند وخیرات می دهند.

27 ماه رمضان مراسم علی دوست را اجرا می کنند؛این مراسم بخاطر کشته شدن ابن مجلم مرادی می باشد ودوستی خودرا باعلی ابن ابیطالب  به نمایش می گذارند.ودر روز عید فطر به این عقیده هستند که نماز عید سعید فطر را در کنار آرامگاه کورش که همان قبر مادر حضرت سلیمان می باشند می خوانند.

یکی دیگر از رسوم این بخش در شب یلدا کوچکترها به خانه بزرگترها می رفتند ویکی از افراد مسن کتاب اشعار فلکنار یا باباطاهر می خواند وبقیه گوش می کردند؛دراین شب تخمه وآژیل می گرفتند وسرگرم بودندوبعضی افراد شلغم می پختند میل می کردند.

در زمستان اگر باران نمی آمدتوسط مردان بازی درشب اول زمستان صورت می گرفت،طریقه بازی به این صورت بود تعداداز مردان  اعضای این بازی بودند این گروه در خیابانها راه می افتند ودرب منزلهای اهالی روستا را می زنندواشعاری می خوانندبنام( کوزنگله) مقداری آرد وهیزم را جمع می کردن آنرا خمیر می کردند وبا آتش می پختند(کولو) و داخل یکی از این نانها مهرهای قرار میدادند وتوسط یک شخص معتمد بین افراد گروه تقسیم می شد واین مهره داخل نان به هرکس می رسید   باید این مهره را در دهان خود نگه دارد ،شخصی که مهره دست اوبود به عنوان مقصر نیامد باران معرفی می شد.یک نفر از اعضاء گروه داخل لباس شیر قرار می گرفت با بقیه افراد گروه وتعداد اورا کتک بزنند وقتی می خواستند شخص مقصر را تنبیه کنند افراد دیگر گروه همراه با یک معتمد جلو می آمدند وضامن ایشان می شدند ویک وقت یک هفته می گرفتند،واین وقت زمان تعیین شدن باران بود ولی اگر در این 7روز باران نیامد شخص باید تنبیه شود.عقیده خیلی از اهالی روستا این بود که قبل از زمان تعیین شده خداوند باران رحمت را می فرستاد.   

از رسومات دیگر این منطقه در روز13نوروز بازی  های محلی بود ؛بازی های ازقبیل هفت سنگ الق ترک بازی  درون بازی هکلیلی بازی بود در شب اول اسفند آش محلی درست می کنند بنام آش اسفندی که تنقات زیادی(سبزی-لوبیا –نخود-ماش –عدس وپاچه گوسفند....)داخل آن می ریزندودور هم جمع می شوند وآنرا میل می کنند.

عصر روز پایان سال شیر برنج درست می کنند وخیرات می دهند؛بعد از خیرات دادن به قبرستان محله می روند وسبزی بر قبر اموات خود می گذارند. یک روز قبل ازعید روز علفه نام داشت که بچه ها را می فرستاند تا در بیابان علف سبزی را از ریشه در میآوردن وبر در سر خانه ها نصب می کردند که نشان آمدن سال جدید را خبر می داد.

یکی از رسوم این منطقه در هنگام دررو گندم باید سریع گندم را دررو می کردند وکسی که نفر آخر می شد به اصطلاح محلی برون به آن شخص خورده وباید گوسفندی نذری دهد تا بلای به خانواده ایشان صدمه ای نزند.

مردم این منطقه تپه کنار محوطه مقدس را بنام قبر حضرت یعقوب می دانند ودر قدیم نذری خود را بالای این کوه که یک قبر است می بردند وذبح می کردند ودر حال حاضر روستاههای ابوالوردی ودهنو مراسم عزداری روز عاشورا را در این مکان انجام می دهند.

در این منطقه نانهای محلی زیاد پخت می شد از قبیل پنجه کشی،نان تیری، کولو،شل شولک،و....

ICHTOw
UNESCOw
WorldHeritagew
Head Office
Pasargadae
© کپی رایت پایگاه میراث جهانی پاسارگاد 2017.
طراحی و پیاده سازی وبسایت با پیشگاهان

Search